تبليغاتX
آفتاب در قلب من بود - دلم گرفته است به فروغ پناه می برم
*** هر چند بخواهید هم همیشه نمی تونید آفتابی از عشق در آسمان قلب خود داشته باشید ***
از زبان سهراب در رثای فروغ 

  

دوست

بزرگ بود و ار اهالی امروز

و با تمام افق های باز نسبت داشت

و لحن آب و زمین را خوب می فهمید

صدایش به شکل حزن پریشان واقعیت بود

و پلک هایش مسیر سبز عناصر را به ما نشان داد .........

 

از زبان اخوان در رثای فروغ

 

 

چه درد آلود و وحشتناک

نمی گردد زبانم تا بگویم ماجرا چون بود

دریغ و درد

هنوز از مرگ نیما من دلم خون بود

چه بود این تیر بی رحم از کجا آمد

که غمگین باغ بی آواز ما را باز

در این محرومی و عریانی پاییز بدینسان ناگهان خاموش و خالی کرد .........

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 6 بعد از ظهر  توسط آفتاب  |