|
*** هر چند بخواهید هم همیشه نمی تونید آفتابی از عشق در آسمان قلب خود داشته باشید ***
|
گاه در سیاهی آسمان شب ستاره ای می درخشد و امید رادر دلی گرفته زنده می کند.
گاه در دریایی پرتلاطم و طوفانی وقتی که خیلی نا امیدی دیدن ساحلی از دور جرقه ای از امید را در ذهن تیره ات سبب می شود
گاهی دستانی مهربان هنگامی که فکر می کنی تا سقوط به انتهای دره لحظه ای نمانده دستت را می گیرد.
گاهی در واپسین لحظات هنگامی که فکر می کنی در محفظه ای کوچک محبوسی و تاخفگی چیزی نمانده جریانی از هوا از منفذی که انتظار وجودش را نداری تو را به زندگی باز می گرداند.
و گاه احساس می کنی در پشت دیواری بزرگ و بی انتها زندانی هستی و راه به جایی نداری اما ناگهان دستی از غیب قفل زنگ زده ی در را می گشاید.
و حالا من همان دل گرفته ی گرفتار در دریای طوفانی هستم که تا سقوط فاصله ای ندارد و در محفظه ای کوچک محبوس و گرفتار در پشت دیواری بزرگم که نوری از امید در دلم شکفته.
...........................
شما در چنین شرایطی چه احساسی پیدا می کنید ؟